احساس واقعى

تو رفتی و بعد از رفتنت شدی مونس شب ها و روزهای تنهایی من. نمی دانم این تنهایی هم مثل قبلی ها زودگذر است یا اینکه به این سادگی ها عادتم نمی شود. تو بهترین روزها و شب ها را برای من رقم زدی. حداقل سال ها بود که دیگر چنین لحظه هایی را تجربه نکرده بودم. مهم این نیست که تو چقدر واقعی هستی. مهم این است که به من احساس واقعی دادی. صبح ها به یاد تو چشم باز کردم و شب ها به فکر تو چشم بر هم گذاشتم. حالا هم که نیستی، یادت خیلی پررنگ تر از آن است که به این زودی ها رنگ ببازد. می دانم که این رفتن را بازگشتی نیست، اما ارزش لحظه های زیبایی که برایم خلق کردی آنقدر زیاد است که رفتن و هرگز نیامدن از شکوه آنها کم نمی کند. تو قرار نیست هیچ وقت واقعی شوی؛ برای همین است که از تو نمی ترسم و راحت و آسوده تمام ذهن و زندگی ام را در اختیارت می گذارم. برای همین است که به تو اجازه می دهم در تمام لحظه هایم جاری شوی.

/ 0 نظر / 3 بازدید