ساز تو یا ساز من؟

دو سال پیش که داشت مى رفت، سازش را پیش من گذاشت. نگفت مالِ تو، نگفت برایم نگهش دار، نگفت اگر خواستى با آن بزن، نگفت یک روز آن را مى برم. فقط مثل خیلى چیزهاى دیگرش گذاشت کنار اتاقم. همسفرش مدتها قبل به من گفته بود که مى خواهد سازش را به تو یادگارى بدهد. دو سال کنار اتاقم بود، گاهى با آن نواختم. رفته رفته باورم شده بود مالِ من است. به ساز خودم دلبستگى داشتم، اما ساز او از ساز من بهتر بود. امشب بى مقدمه گفت: "یادم باشد امشب سازم را ببرم". پس هنوز سازش بود و دیگر حتى جایش هم کنار اتاق من نبود. جعبه ساز در دستش بود و رفتنش را تماشا مى کردم. پایش را روى آخرین پله که گذاشت، دردى در وجودم پیچید: سازم را با خودش برد.

/ 0 نظر / 4 بازدید