عقب گرد

یک وقت هایى حسابى هوس مى کنم که در عصرى به دنیا مى آمدم که خبرى از هیچ موبایل و اینترنت و تکنولوژى هاى این چنینى نبود. یعنى آخرِ پیشرفت بشر تلفن بود و ماشین تحریر و از این چیزها. مادرها همه سنتى بودند و مربا مى پختند و دخترها اگر در نهایت روشنفکرى بودند چند تا کتاب و مجله مى خواندند و با دوستانشان هرازگاهى به سینما مى رفتند.فقط بعضى ها دوربین عکاسى داشتند و فقط در برخى مواقع خاص از آن استفاده مى کردند. به گمانم چند دهه دیر به دنیا آمدم

/ 2 نظر / 3 بازدید
میترای بارانی

منم...[ناراحت] در عین حالی که فکر می‌کنم چند دهه زود به دنیا اومدم که حرف‌هایی که تو دنیای غیرمجازی می‌زنم انقدر برای بعضی‌ها غیرقابل‌فهمه!

مژگان

سلام دوستم ... اون موقع ها ما تنها وسيله ارتباطيمون تلفن بود كه بعضي وقتها اين قدر منتظر زنگش ميشدم و ميموندم كه خدا ميمونه ...آخ آخ شبها رو نگو كه تازه همه ميخوابيدن و تلفن كاري هاي ما هم شروع ميشد ...انتظار و زنگ و حرف و عشق و دعوا و قهرو خلاصه با زنگ تلفن كلي خاطره داريم ...اما خوشحالم مال نسل الان نيستم چون با اين وسايل ارباب جمعي لابد من عاشق پيشه رسما ديوونه و خل ميشدم و به هيچكدوم از امورات زندگيم نمي رسيدم ...