من واقعیت دارم یا آرزوهایم؟

نگاه عمیقى به من کرد و با لحنى که هم دستورى بود و هم صمیمى، از من خواست که باور کنم دارم در دنیای واقعی زندگی می کنم. گفت: " تو واقعی هستى اما عشق و ایثار واقعی نیستند". دلش می خواست من آرام زندگی کنم و در آرزو نمیرم. بیچاره دلسوز بود اما نمی دانست من تمام بودنِ خود را بر این دو واژه بنا کرده ام. دلش می خواست پاهای من دوباره روی زمین قرار گیرند، اما نمی دانست که پاهای من تا به حال هرگز زمین را لمس نکرده اند

/ 4 نظر / 16 بازدید
میترای بارانی

من اما خیلی دلم می‌خواد پاهام روی زمین باشه دوست جان جان اما دیدی که هر بار خواستم جای پایی برای خودم روی زمین پیدا کنم تندبادی اومد و منُ‌ در خودش پیچید و رفت... این معلق بودن در فضا، زمان و مکان هم آزارم می‌ده هم مایه‌ی تسکین‌مه...

نسیم بهاری

وقتی این دنیای واقعیرو دوست نداری ولی چاره ایم نداری وقتی دلت تنگ میشه ولی کسی نیست یا هست ولی نمیخواهی کسی بدونه وقتی تنهایی وقتی بلا تکلیفی وقتی رو هوایی ....وقتی..واقعا با اینا چیکار میشه کرد

نسیم بهاری

چقدر امشب به شنیدن این حرف احتیاج داشتم"اگه ادم بتونه با واقعیتهای زندگیش کنار بیاد و خودشو دیگرانو همانطور که هستن بپذیره"باید تلاش کنم هر چند که سخته به خصوص کسی باشه که بهت نزدیکه و بهت گاهی وقتها بدون اینکه خودش بدونه اسیب میزنه باید بپذیرمش چون اینجوریه کاریشم نمیتونم بکنم باید این واقعیتو قبول کنم [ناراحت]