عصرِ خیلى طلایى علم

تا همین چند سال پیش زندگى داشت روال عادیش را طى مى کرد. بعضى ها دانشمند بودند، بعضى ها دکتر یا مهندس، برخى هنرمند، برخى خانه دار، عده اى معلم، عده اى بیکار و ... اما ناگهان در یک روز نامعلوم وقتى چشم باز کردم، دیدم که روال زندگى تغییر کرده و اکثریت قریب به اتفاق مردم فیلسوف شده اند. آنها بدون ساختن فرضیه، مستقیماً نظریه هاى قطعى ارائه مى دادند. به خصوص، دانشمندان در عرصه علوم انسانى و اجتماعى به سرعت رشد کردند و نظریه هاى لایتغیرِ قابلِ تعمیمِ همگانى ارائه دادند. کلمات و عباراتى نظیرِ شاید، ممکن است، با احتمال فلان درصد، در محیطِ فلان، در جامعه موردِ بررسى و... از ادبیات علم حذف شد و جایش را کلماتى چون: قطعاً، همیشه، همه جا، صد درصد و ... گرفت. این در واقع انقلابى در عرصه علم بود که با نظریه قطعیتِ احکام صادر شده توسطِ خودم، بر هر نظریه مخالف یا با قطعیت کمتر، خط بطلان کشید. هیچ وقت فکر نمى کردم چنین دورانى از شکوفایى علم بشر را از نزدیک ببینم

/ 1 نظر / 3 بازدید
کی

[قهقهه][دست]