واقعا هم طوری نمی شود

طوری هم نمی شود اگر من امروز از این اریکه پادشاهی ام پایین بیایم و یک چیزهایی را از این و آن یاد بگیرم. طوری نمی شود اگر از این قوانین سخت و تغییرناپذیر این سرای سلطنت کوتاه بیایم و خود را به روال ساده زندگی بسپارم. طوری نمی شود اگر به حرف های کتاب های راز و رمز موفقیت گوش دهم و  چهار تا هدف کوتاه مدت برای خودم تعریف کنم و مدام تکرار نکنم که: «ای بابا! ما خودمان این کاره ایم. همه می آیند ما اهداف کوتاه مدت و بلندمدتشان را برایشان درآوریم». طوری نمی شود که از پیشرفت های کوچکم خوشحال شوم و منتظر نباشم فیلی هوا شده یا پلنگی به زمین افکنده شود تا احساس کنم که کاری انجام داده ام. طوری نمی شود اگر این مسند قضاوت و منبر سخنوری را لحظه ای کنار بگذارم و بروم دو تا بیل به خاک باغچه کار و زندگی ام بزنم.

/ 0 نظر / 29 بازدید