سنگ لعل شود در مقام صبر

روز مادر به من زنگ زد و تبریک گفت. گفتم من که مادر نیستم. گفت: چرا، توى این مدت تو واقعا مادر خانواده بوده اى. من همیشه دلم مى خواست مادر باشم، اما مادرِ آدم هاى به این بزرگى بودن سخت است... نمى دانم این حس حمایتى عجیب و غریب من چقدر شبیه مادرى است، اما یک چیز را خوب مى دانم، که من صبر و شکیبایى مادرى را کم دارم. اساسا انگار هر نوع صبر و تحملى را کم دارم. مثلا تحمل تکرار، تحمل اشتباه، تحمل بى نظمى، تحمل دروغ، تحمل خودخواهى، تحمل تظاهر، و خلاصه هزار جور تحمل روا و ناروا.

/ 2 نظر / 15 بازدید
هیوا

سلام عزیزم من فکر میکنم نیرویی هست که آدم هایی با روحیات مشابه رو جذب بهم میکنه. بدم میاد وقتی کسی چیزی می نویسه و منتشر میکنه من برم تو نظرات هی بگم منم دقیقا همینطورم با اینکه شباهت های زیادی رو گاها میبینم. اونجا که گفتی حس حمایتی عجیب و غریب یک آن فکر کردم خودمم خیلی با این حس درگیرم. حتی بیشتر از مادرم. ولی اینقد تو قالب سنگ صبور بودم برا همه و تو مشکلات همه غصه خوردم از ته دل احساس میکنم که مدتی میشه منم صبر خیلی چیزها رو از دست دادم ولی هنوز یکی از صفات بارزم صبره متاسفانه [گل]

دنیا

منم همینا رو کم دارم.. صبر رو.......... منم.......