دواى درد آدم هرچیزى ممکن است باشد

پنجره باز است. ماشینى از کوچه رد مى شود و از آن آواى یک آهنگ تند و شاد که حداقل ٢٠ سال از ساخته شدنش مى گذرد، شنیده مى شود. از آن آهنگ هاى الکى که در مهمانى هاى آن دوره به نهایتِ قوه کمر با آن مى رقصیدند و همان موقع هم به نظر مسخره مى آمد... با شنیدن همین چند ثانیه از آهنگ، در میان تمام تب و تاب ها، یک لحظه دلم آرام گرفت. احساس کردم اگر آن ماشین با سى دى اش مال من باشد و با آن به اندازه اول تا آخر این آهنگ همین بلوار را دور دور کنم، همه دل نگرانى ها تمام مى شود.

/ 2 نظر / 7 بازدید
هیوا

ای جان ن ن ن، حالتو میخرم[چشمک]

دنیا

حال قشنگی داشتین.. شبیه خیلی از روزهای من..