آدمهاى زندگى من همه پشت طلق و شیشه اند

گاهى برایم سوال پیش مى آید که چقدر از زندگى من و آدمهاى آن واقعى هستند؟ وقتى صداى آدمهایى که مى شناسى و دوستشان دارى و انگار دوستت دارند را فقط گاهى از پشت تلفن و موبایل و وایبر و لاین مى شنوى و تصویرشان را هرازگاه ترى از وراى فیس تایم و تانگو و اسکایپ مى بینى؛ وقتى بازیگران فلان سریال را مدام و بیشتر از دوستان و آشنایانت از صفحه تلویزیون مى بینى و صدایشان را مى شنوى؛ وقتى هر روز زندگى و درد و دل آشناهاى مجازیت را از روى صفحه لپ تاپ یا آى پدت مى خوانى و زندگیت را روى همین صفحه برایشان مى نویسى، باید هم درباره واقعى بودن آدمهاى زندگیت سوال کنى... دارم تمام زندگیم را پشت این صفحه هاى طلقى و شیشه اى مى گذرانم. و حالا چند روزى است که یکى از معدود انسانهایى که مى توانستم بى واسطه ببینمش هم رفته است پشت یک شیشه بزرگ. این غم انگیزترین شیشه زندگیم است: شیشه آى سى یو. ... و من بلد نیستم بلند گریه کنم. بلد نیستم فریاد بزنم. دو قطره اشک هم اگر بى اختیار بریزد، چشمانم را رو به باد باز مى کنم تا خشک شوند... مرگ لااقل از نگاه این دنیایى، از جنس نیستى است. ناامیدى در مورد این نیستى بى معنى است. یعنى مى توان برگشت ناپذیر بودن نیست را پذیرفت. اما وقتى چیزى از جنس هستى است، برگشت ناپذیر بودنش پذیرفتنى نیست. این یعنى ناامیدى مطلق

/ 4 نظر / 18 بازدید
هیوا

وای عزیزم.امیدوارم عزیزت خوب شه و تو دوباره داشته باشیش[ناراحت]

میترای بارانی

امیدوارم هر چه زودتر از پشت اون شیشه‌ی نفرت‌انگیز بیرون بیاد: اونم باسلامتی و روی پای خودش...

مژگان

آخي دوستم ...اميدوارم هر چه سريعتر حال عزيزت خوب بشود ...بعضي وقتها اميدوار بودن و اميد داشتن تنها و تنها كاريست كه ميتوان انجام داد البته فعل انجام دادن براي اين مقوله غلط است چون اميدوار بودن يك حس دروني است و يك حس پنهان كه خيلي هم زود و سريع دستخوش ناملايمات ميشود اما بعضي وقتها همه مون ناچار ميشويم و ناگريز كه به اميد فكر كنيم...اما اگر بتوانينم كمي خوشبيني را با اين اميدواري بياميزيم ملغمه ي بدي نخواهد شد ...چه كنيم دوست مجازي من ،بالاخره بايد براي خودمان هم كاري كنيم !!!

هیوا

سلام عزیزم خوبی؟[نگران]